سلام بهمه دوستان
این آخرین ارسال من تو این بلاگ هست
از همه دوستان تشکر میکنم که تو این مدت به من سر زدن و من رو بانظراتشون یاری کردن
از ( م ) تشکر ویژه دارم که این بلاگ یاد گار اون هست و من به همین دلیل حظفش نمیکنم
از اون که زحمات زیادی برام کشید
( م ) هزت ممنونم و بهت مدیون/
این هم آدرس جدید بلاگم هست
به من سر بزنید
حق نگه دارتون
http://roozbeh-fatemeh.mihanblog.com
+ نوشته شده در چهارشنبه
1390/04/29ساعت 7:28 بعد از ظهر  توسط روزبه
|
سلام/
یکسال و سه روز از وفات فرانک میگذره/
اون دختره بیچاره که ناکام بر روی تخت بیمارستان از دنیا رفت از دنیا رفت/
از همه دوستان که این پست رو میخونند خواهش میکنم نثار روحش
صلوات بفرستن/
حق نگهدارتون
+ نوشته شده در چهارشنبه
1390/04/08ساعت 11:14 قبل از ظهر  توسط روزبه
|
نامدگان و رفتگان از دو كرانه زمان
سوي تو ميدوند هان ! اي تو هميشه در ميان
آه كه مي زند برون از سر و سينه موجِ خون
من چه كنم كه از درون دست تو ميكِشد كمان
پيشِ وجودت از عدم ، زنده و مرده را چه غم
كز نفس تو دم به دم ، ميشنويم بويِ جان
پيشِ تو جامه در برم نعره زندكه بردرم
آمدمت كه بنگرم ، گريه نمي دهد اَمان . . .
اي گلِ بوستانسرا از پسِ پرده ها درآ
بويِ تو ميكِشد مرا وقتِ سحر به بوستان
هرچه به گِرد ِ خويشتن مينگرم دراين چمن
آينه ضميرِ من ، جز تو نمي دهد نشان
+ نوشته شده در جمعه
1390/03/13ساعت 9:47 قبل از ظهر  توسط روزبه
|
*برای کسیکه خیلی وقته رفته و تنها چیزی که ازش مونده یه عکس رو دیواره و خاطراتش!*
وقتی به آسمان می نگرم،دوست دارم با تمام وجود نام تو را صدا بزنم...
نام زیبای تو را،که در نظر من دوست داشتنی ترین نام دنیاست.
کسیکه روحش آرامش بخش است و لبخندش اقیانوسی از زیبایی های عالم!
کسیکه نگاهش زندگی ست...کسیکه معنی زیبای زندگی و زنده بودن را از چهره ی نورانی اش می توان فهمید.
دلم تنگ است...دلم برای دیدن تو تنگ است
تویی که همانند کبوتر سفیدی به اوج آسمان پر کشیدی و خود را از این زندگی خاکی رها ساختی.
و اینک...منی که زمینی ام،اجازه ی دیدار تو را ندارم
آری....من هنوز زمینی ام،هنوز وابسته به این خاکم...وابسته به این دشت پر ملال!
ای کاش اینجا بودی تا در کنار تو به آخرین پله ی نردبان آسمان می رسیدم!بدون تو سخت است،خیلی سخت...
اینجا همه عوض شده اند...اینجا پر شده از آشناهای غریب!
کوتاه ترین دیوار ها هم میانمان فاصله می اندازد...
با اینکه دیگر تعریفم از زندگی عوض شده است و یگانه ای دیگر شده ام،ولی باز هم گاه گاهی دلم میگیرد...با اینکه نیستی و جایت اینجا خالی ست،اما...
اما،خوش بحالت...
+ نوشته شده در سه شنبه
1390/03/10ساعت 4:39 بعد از ظهر  توسط روزبه
|
چرا حس می کنم هستی کنارم؟
چرا این رفتنو باور ندارم؟
چرا گم می کنم روز و شب ها رو؟
چرا حس می کنم داری هوا مو؟
چرا هستی میون خواب و رویام؟
چرا پر می شی تو هرم نفسهام؟
دارم نفس نفس نبودنت رو کم میارم
می خوای بری تو رو به این ترانه می سپارم
ولی نرو، نرو بمون
نرو که جز تو چاره ای به جز خودت ندارم
نرو بمون نرو بمون نرو بمون کنارم
آخه ترانه هام همش بهونتو می گیرن
اگه بری همه کهنه می شن بی تو می میرن
اگه بری چشامو پشت جاده جا می زارم
اگه بری خود بارون می شم برات می بارم
دارم نفس نفس نبودنت رو کم میارم
می خوای بری تو رو به این ترانه می سپارم
ولی نرو، نرو بمون
نرو که جز تو چاره ای به جز خودت ندارم
نرو خیال نکن بدون تو دووم میارم
http://narnar.blogfa.com/post-14.aspx
+ نوشته شده در جمعه
1390/02/16ساعت 12:26 بعد از ظهر  توسط روزبه
|
جای من خالیست
جای من در عشق
جای من در لحظههای بیدریغ اولین دیدار
جای من در شوق تابستانی آن چشم
جای من در طعم لبخندی که از دریا سخن میگفت
جای من در گرمی دستی که با خورشید نسبت داشت
جای من خالیست
من کجا گم کردهام آهنگ باران را؟!
من کجا از مهربانی چشم پوشیدم؟!
+ نوشته شده در جمعه
1390/02/09ساعت 6:21 بعد از ظهر  توسط روزبه
|
من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم الکی بگم جدا شیم تو بگی که نمی تونم
من فقط عاشق اینم بگی از همه بیزاری دو سه روز پیدام نشه تا ببنیم چه حالی داری
من فقط عاشق اینم عمری از خدا بگیرم اینقدر زنده بمونم تا به جای تو بمیرم
من فقط عاشق اینم روزایی که با تو تنهام کار و بار زندگیمو بزارم برای فردام
من فقط عاشق اینم وقتی از همه کلافم بشینم یه گوشهی دنج موهای تو رو ببافم
عاشق اون لحظه ام که پشت پنجره بشینم حواست به من نباشه دزدکی تو رو ببینم
...
+ نوشته شده در جمعه
1390/02/09ساعت 6:6 بعد از ظهر  توسط روزبه
|
شبی که آوای نی تو شنیدم
چو آهوی تشنه پی تو دویدم
دوان دوان تا لبه چشمه رسیدم
نشانه ای از نی و نغمه ندیدم
تو ای پری کجائی ؟ که رخ نمینمائی
از آن بهشت پنهان دری نمیگشائی
من همه جا پی تو گشته ام
از مه مهر نشان گرفته ام
بوی ترا زگل شنیده ام
دامن گل از آن گرفته ام
تو ای پری کجائی ؟ که رخ نمینمائی
از آن بهشت پنهان دری نمیگشائی
دل من سرگشته ی تو
نفسم آغشته ی تو
به باغ رویاها چو گلت بویم
بر آب و آئینه چو مهت جویم
تو ای پری کجائی ؟
در این شب یلدا ز پی ات پویم
به خواب و بیداری سخنت گویم
تو ای پری کجائی ؟
مه و ستاره درد من میدانند
که همچو من پی تو سرگردانند
شبی کنار چشمه پیدا شو
میان اشک من چو گل وا شو
تو ای پری کجائی ؟ که رخ نمینمائی
از آن بهشت پنهان دری نمیگشائی
http://forum.irantrack.com/thread84715-2.html
+ نوشته شده در پنجشنبه
1390/02/01ساعت 4:16 قبل از ظهر  توسط روزبه
|
http://www.parparak67.blogfa.com/post-13.aspx
سلسله موی دوست حلقه دام بلاست
هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست
گر بزنندم به تیغ در نظرش بیدریغ
دیدن او یک نظر صد چو منش خونبهاست
گر برود جان ما در طلب وصل دوست
حیف نباشد که دوست دوستر از جان ماست
دعوی عشاق را شرع نخواهد بیان
گونه زردش دلیل ناله زارش گواست
مایه پرهیزگار قوت صبرست و عقل
عقل گرفتار عشق صبر زبون هواست
دلشده پای بند گردن جان در کمند
زهره گفتار نه کاین چه سبب وان چراست
مالک ملک وجود حاکم رد و قبول
هر چه کند جور نیست ور تو بنالی جفاست
تیغ برآر از نیام زهر برافکن به جام
کز قبل ما قبول وز طرف ما رضاست
گر بنوازی به لطف ور بگدازی به قهر
حکم تو بر من روان زجر تو بر من رواست
هر که به جور رقیب یا به جفای حبیب
عهد فرامش کند مدعی بیوفاست
سعدی از اخلاق دوست هر چه برآید نکوست
گو همه دشنام گو کز لب شیرین دعاست
سعدی
+ نوشته شده در جمعه
1390/01/26ساعت 8:10 بعد از ظهر  توسط روزبه
|
هر چی آرزو یه خوبه مال تو ، هر چی که خاطره داریم مال من
اون روزای عاشقونه مال تو ، این شبای بی قراری مال من
منم و حسرت با تو نو شدن ، تویی و بدون من فنا شدن
آخر غربت دنیاس مگه نه ؟؟ اول دو راهی آشنا شدن
بهش می گم بسه دیگه ، چی کار داری کی چی میگه
تو شروع آسمونی ، میدونستم ، نمی مونی
چشم تو آخر دنیاست ، خودت اینو خوب نمی دونی
چه رسمی داری ای دور زمونه
که هر لحظه ات ، یکجا ، عاشق کشونه
زمونه ، زمونه ، آی زمونه
این همه عشق های با تو ، بی تحمل های طولانی
توی یک دشت بی سر انجامی ، داخل شدم تو فصل طوفانی
کوچه وقتی که نباشی ، رگ خشکیده ی شهره
ماه توی گوش خونه گفته دیگه با پنجره قهره
سقف دل خستگی بی تو ، واسه من سایه نداره
دلم از روزی که رفتی ، دیگه همسایه نداره
تو دلت چراغ خونه ، گذشتن از تو سخته ، محاله دل بتونه ........
برای آخرین بار ، خدا کنه بباره ، توی این شب کویری ، یک قطره از ستاره
http://hosijooni.parsiblog.com/Posts/15/دوباره+..........+سلام+بر+عشق/
+ نوشته شده در چهارشنبه
1390/01/24ساعت 10:3 بعد از ظهر  توسط روزبه
|
+ نوشته شده در چهارشنبه
1390/01/24ساعت 9:52 بعد از ظهر  توسط روزبه
|
نازنینی دلبری چشم مرا تر کرد و رفت
چند روزی با دل شیدای من سر کرد ورفت
گفت بر عشقم وفادارست اما ای دریغ
چشم خود را جانب دلدار دیگر کرد و رفت
عاشقی گویا گناهی بود کاین نامهربان
جرم ما را دیدو بیرحمانه کیفر کرد ورفت
گفتمش خوشبخت باشی نازنین
روز وداع طعنه تلخ مرا دیوانه باور کرد و رفت
حتم اخر روزگار او را تلافی میکند
چون گل عشق مرا مستانه پرپر کرد ورفت
+ نوشته شده در جمعه
1390/01/12ساعت 8:43 بعد از ظهر  توسط روزبه
|
http://ranjoganj.persianblog.ir/1387/12/
بوی عیدی...
بوی توپ...
بوی کاغذ رنگی ...
بوی تند ماهی دودی
وسط سفره نو ...
بوی یاس جانماز ترمه ی مادربزرگ
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه ی عیدی
از شمردن زیاد ...
بوی اسکناس تا نخورده ی لای کتاب ...
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه...
شوق یک خیز بلند از سر بوته های نور...
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب...
با اینا زندگیمو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
عشق یک ستاره ساختن با دلک...
ترس نا تموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه...
برق کفش جفت شده تو گنجه ها...
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در می کنم...
+ نوشته شده در جمعه
1389/12/27ساعت 10:19 قبل از ظهر  توسط روزبه
|
من به دو چیز عشق می ورزم یکی تو و دیگری وجود تو، به دو چیزاعتقاد دارم یکی خدا ودیگری تو، من در این دنیا دو چیز میخواهم یکی تو ودیگری خوشبختی تو
+ نوشته شده در دوشنبه
1389/12/23ساعت 4:58 بعد از ظهر  توسط روزبه
|
سلام به دوستان گلم
امید وارم که هرجا هستید قلب آرام داشته باشید
قلب عاشق از سرود های خودم هست برای تک ستاره آسمان قلبم
خوشحال میشم که بر شرم منت بزارین و نظرتون رو بهم بگین
باسپاس
قلب عاشق
قلبی عاشق داشتم
دادمش به .......
در عوض میخواهم
دست گرم اورا
تا در آغوش گیرد این تن خسته من
تا ببوسد رویم
تا ببوسم لب هاش
تو کجای ....؟
دل من پر شده از غم
چشمهام پر شده از اشک
آخرش می میرم
ماند حسرت به دلم
ای امان و ای امان
عاشقم .... جان
تو برس به دادم
من رو سیرآبم کن
ای عزیزم جانم
تقدیم با عشق به آهوی صحرا
+ نوشته شده در چهارشنبه
1389/12/11ساعت 8:49 بعد از ظهر  توسط روزبه
|